ارسال شده در 4 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در دل نوشته
سلام خداجونم خداروشکر که امروز هم بیدارشدیم و یه روز تازه ای رو شرو کردیم جمعه هس آقا جان منتظرتیم دلم گرفته خداجون یاصاحب الزمان کمکم کنین یاصاحب الزمان ادرکنی اللهم عجل الولیک الفرج صلوات بیشتر »
ارسال شده در 4 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در زندگی, آموزنده
وقتی از ته دل بخندی، وقتی هر چیزی را به خودت نگیری، وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی، وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی، آن زمان است که واقعا زندگی می کنی …! بازی زندگی، بازی بومرنگهاست! اندیشهها، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت… بیشتر »
ارسال شده در 4 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
وقتی از ته دل بخندی، وقتی هر چیزی را به خودت نگیری، وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی، وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی، آن زمان است که واقعا زندگی می کنی …! بازی زندگی، بازی بومرنگهاست! اندیشهها، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت… بیشتر »
ارسال شده در 4 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
بزرگى با شاگردش از باغى میگذشت. چشمشان به یک کفش کهنه افتاد.. شاگرد گفت : گمان میکنم این کفشهای کارگرى است که در این باغ کار میکند، بیایید با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم. استاد گفت : چرا براى خندیدن… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
دوست قدرتمندم! یادت باشه در هر شرایطی که باشی مردم برای تو حرف درمیارن. اگه قرار باشه حرف مردم روی تو تاثیر بذاره شک نکن نمیتونی زندگی کنی چرا فکر میکنی باید همه رو راضی نگه داری! تو خودت باش! هر کس خوشش نیومد که نیومد اصلا مهم نیست اگه خودت رو بازیچه… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در خدا
بايزيد بسطامی را پرسيدند: اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده ای؛ چه خواهی گفت؟ بايزيد فرمود: وقتی فقيری بر کريمی وارد می شود، به او نمی گويند چه آورده ای! بلکه می گويند چه می خواهی؟ زندگی يک پاداش است، نه يک مکافات. فرصتی است کوتاه تا ببالی،… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسانها از ترس ظاهر خوفناک من می میرند نه به خاطر نیش زدنم.» اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در خدا, آموزنده
زنی که صاحب فرزند نمی شد پیش پیامبر زمانش می رود و میگوید: از خدا فرزندی صالح برایم بخواه. پیامبر دعا میکند ، وحی میرسد که آن زن را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود. سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در خدا, آموزنده
پادشاهی نیمه شب خواب دید زندانی اش بی گناه است, آزادش کرد و گفت: «حاجتی بخواه» زندانی گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا رها کنی نامردیست از دیگری حاجت بخواهم… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در زندگی, آموزنده
آموختم : تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد. آموختم : گاهی از زیاد نزدیک شدن، فراموش می شوی. آموختم : تا با کفش کسی راه نرفتم، راه رفتنش را قضاوت نکنم. آموختم : گاهی برای بودن، باید محو شد. آموختم : دوست ِخوب پادشاه بی تاج و تختیست که بر دل حکومت میکند.… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند… همیشه با هم بحث میکردند… یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته بود “بهترین خیاط شهر”. دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت “بهترین خیاط کشور”. سومین خیاط نوشت “بهترین… بیشتر »
ارسال شده در 3 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
بودا به دهی سفر كرد. زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه زن شد. كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت: «این زن، هرزه است به خانه او نروید.» بودا به كدخدا گفت: «یكی از دستانت را به من… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در خدا
فانوس شب⛲️? مهربانا…! تمنایم از تو این است به من و همهى دوستان و عزيزانم و همه انسانهای این کره خاکی! سلامتی ، برکت… صلح و آشتی… امنیت ، موفقيت… محبت و عشق. ارزانی داری تا عمر مانده را به شادى و آرامش بگذرانيم…… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی، فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است. تنها کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حد اعلای خوشبختی را نیز درک کند. باید انسان در حال مرگ باشد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است. پس زندگی کنید و خوشبخت باشید.… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
باور کنید روزی میرسد به تمام این روزهایی که اینگونه با غصه خوردن و اشک ریختن گذرانده اید میخندید. مشکل ما این است که کمی در غصه هایمان بی جنبه و بی طاقت هستیم. تا کمی غصه بر دلمان مینشیند گویی دنیا بر سر ما خراب شده است, زمین و زمان را بهم میریزیم بخدا… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
روزی حاکمی به وزیرش گفت: امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند. وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند. چند روز بعد حاکم به وزیر گفت: امروز میخواهم بدترین قسمت گوسفند را برایم بیاوری و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند. حاکم با تعجب… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در زندگی
زندگی را طلاق ندهید! این یعنی اینکه خودتون رو از خوشی های دنیا و زندگی محروم نکنید، در مقابل مشکلات تسلیم نشید و زانوی غم بغل نگیرید. خودتون رو دوست داشته باشید و به خودتون و خواسته هاتون احترام بذارید, یادتان باشد بهترین دوست شما “تصویرهای ذهنی… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
طوری رفتار کنید انگار انسان ثروتمندی هستید، آنگاه مطمئنا ثروتمند خواهید شد. طوری رفتار کنید انگار اعتماد به نفس زیادی دارید آنگاه مردم مطمئنا به شما اعتماد خواهند کرد، طوری رفتار کنید انگار تجربه ی زیادی دارید، آنگاه مردم توصیه های شما را دنبال خواهند… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟ سرانجام یکی از نقاشان گفت… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در زندگی, آموزنده
آرزو نکن که کارها آسانتر شوند, آرزو کن خودت توانمند تر شوی. یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه نه اینکه هیزمش زیاد بشه. تبر ما انسانها باورهامونه، نه آرزوهامون… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
می گویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه می رفت و می خواند: هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی. اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه می گوید وقتی شعرش را شنید گفت:من پدر این درویش را در می آورم. زن به خانه رفت و خمیر… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرده بود و بعد از مدتی ناگهان ماشینش خاموش شد. همونجا شروع کرد به شکایت از خدا، که خدایا پس تو اون بالا داری چیکار میکنی؟ چرا به داد من نمیرسی؟ چون خسته بود خوابش برد و صبح که از خواب بیدار شد، از شکایت دیشبش خیلی شرمنده… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
از گابریل گارسیا مارکز پرسیدند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره ” امید ” بنویسی، چه می نویسی گفت: 99 صفحه رو خالی میذارم، صفحه آخر، سطر آخر می نویسم: یادت باشه دنیا گِرده، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه آغاز باشی. زندگی… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
هدفهایتان را روی کاغذ بنویسید. میان مغز و دست شما اتفاق فوق العاده ای می افتد. وقتی قلم و کاغذی برمی دارید و هدفهایتان را مکتوب می کنید، هم زمان قوانین انتظارات، جذابیت و همخوانی را فعال می سازید. به این باور می رسید که می توانید به هدفهای خود دست پیدا… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در خدا, آموزنده
اگر سه چیز را در زندگیتان اصلاح کنید، خداوند سه چیز دیگر را برای شما اصلاح میکند: ۱_ باطنت را اصلاح کن ؛ خداوندظاهرت را اصلاح میکند و خوبیات را سر زبانها می اندازد. ۲_ رابطه ات را با خدا اصلاح کن ؛ خداوند رابطه ات را با مردم اصلاح میکند و باعث… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
فراموش مکن که: انسان مانند رودخانه است. هر چه عمیق تر باشد آرامتر است. انسان بزرگ بر خود سخت می گیرد و انسان کوچک بر دیگران. انسان قوی از خودش محافظت میکند و انسان قویتر از دیگران. قطعاً اين قدرت را فقط ميتوان در پناه پروردگار داشت. هركس كه به او نزديك… بیشتر »
ارسال شده در 2 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
یک کشیش، خود را شبیه به یک شخص فقیر و بی خانمان با لباسهای ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود. خودش ماجرا را این طور تعریف می کند: نیم ساعت قبل از شروع جلسه به… بیشتر »
ارسال شده در 1 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
خنده یک پاکسازی درونی است و باعث می شود که به این احساس برسید که هیچ چیز جدی نیست. حتی به نومیدی هایتان خواهید خندید و به دردهایتان نیز خواهید خندید. این مراقبه را هر روز صبح بعد از بیدار شدن انجام دهید. وقتی از خواب بیدار شدید. قبل از گشوده چشم هایتان… بیشتر »
ارسال شده در 1 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در آموزنده
عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید. کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند. جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود. کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد… بیشتر »
ارسال شده در 1 آبان 1397 توسط منو دوتا دخترام در بدون موضوع
سلام صب همتون بخیر امیدوارم روز خوبی رو داشته باشین امیدوارم دنیا بر وفق مرادتون باشه به امید خدا روزمون رو شروع کنیم با سلام بر اهل بیت باسلام بر آقا امام زمان الهم عجل لولیک الفرج صلوات بر محمد آل محمد بیشتر »